eXTReMe Tracker

۰۴ بهمن، ۱۳۸۶

انوشیروان دادگر یا بی دادگر

از بچگی به تاریخ علاقه داشتم و از همان زمان می دانستم تاریخ جز دروغی بزرگ نیست ولی از خواندن دروغ نویسندگان لذت می برم. چنان می نویسند که گویی نویسنده در زمان رخ دادن حادثه بوده است. بسته به اینکه چه تاریخی رو بخوانیم می توانیم قضاوت های مختلف بکنیم. حالا شما بگویید انوشیروان دادگر بود یا بی دادگر؟

۱۳ نظر:

Cyrus the great گفت...

The question is NOT wether anushirvan was just or unjust of a king ?

The real question is if YOU are a great person or not ?

Pooya گفت...

koorosh khan,
The point is YOU are THE great commenter here! The rest are of no importance.

Really I can't understand you, your Majesty.

ناشناس گفت...

انوشه = بی‌مرگ
(فرهنگ معین)

از همین تحریف ۱۸۰ درجه‌ای معنی یک لغت می‌شه همه چی رو در مورد نویسنده‌ی ویکیپدیا حدس زد!!ـ

Cyrus the great گفت...

pouya khan

Don't try too hard, just let it go; some stuff are hard to understand for unprepared minds.

Amir Hossein گفت...

کوروش اول
دقیقاً همین رو می خواستم بگم که مهم خودتی نه این چیزا
از تاریخ باید آموخت که خودت درست بروی نه که به تاریخ دل ببندی و به تاریخ افتخار بکنی
افتخار خودتی

Amir Hossein گفت...

پویا
منظور کوروش رو نوشتم فکر کنم این بود
این کوروش خان فرد بزرگی هست
شما هم بزرگی
ولی من از همه بزرگترم
:-)

Amir Hossein گفت...

بی نام
مشخص بود که انوشه معنی بدی ندارد اگه داشت ملت انوشه انصاری نمی شدند. ولی میبینی که قدرت و پول در روز روشن در یکی از معتبر ترین سایت های مرجع اینترنتی دروغ بنویسد. تو فکر می کنی تاریخ نگاران غیر از افراد حکومتی و وابسته بوده اند؟

Amir Hossein گفت...

کوروش دوم
تفسیر نوشتم فکر کنم مشکل حل شد
پویا حواست رو جمع کن نمی خواهم که عصبانیت تو جون 200 یا 300 تا مسافر رو بگیرد. جنس تقلبی هم کار نکن
;)

1th & 2nd Cyrus the great گفت...

Amir khan
you see the point
Well Done.

Pooya گفت...

khoorosh khan,
As I said, I am so slow-witted and YOU are the greatest cyrus; neither amir hossein nor anyone else here around.

آم م م م م م ا
ئوش یا هوش به معنی مرگ است

ورا هوش در زابلستان بود
به دست یل پور دستان بود

یعنی [پیشگو گفت] مرگ او [اسفندیار] در زابلستان اتفاق خواهد افتاد و به دست پسر پهلوان زال [رستم]
اشاره به داستان رستم و اسفندیار است که اسفندیار به دست رستم کشته می شود.

اما آن الفی که بر سر واژه ئوش می آید الف نفی است در نتیجه اَئوش یعنی بی مرگ، جاودان

باز هم اما برای راحتی تلفظ، پس از اتصال الف نفی، ء به نون تبدیل می شود
ائوش --> انوش

گاه حتی پس از تبدیل ء به نون، الف نفی می افتد ولی همچنان معنی نفی باقی است (چرا که نون جایگزین ء شده است)

نوشدارو = داروی بی مرگی

اَهیتَه = آلوده
اَاَهیتَه = نا آلوده، پاک
اَاَهیته --> اَنَهیته یا همان آناهیتا
یعنی دختر پاک و باکره
که باز با افتادن الف نفی به صورت «ناهید» هم درآمده است

این را گفتم فقط از برای اظهار فضل و محققا منظور دیگری نداشتم
والسلام

Amir Hossein گفت...

پویا ترکوندی
کلی معنی و علم به ما اضافه کردی
توصیه می کنم در تدوین کتاب ادبیات دبیرستان شرکت کنی
مطالب خیلی جالبی بود

Cyrus the great گفت...

To Puya:

Dude, you are not making any logical sense

what is this have to do with or initial argument about history and whether or not this can be the only source of a person's credibility.

You gotta stay on track homie

Cyrus the great گفت...

And another thing

Do not ever bring Amir's name into this argument; He has already agreed with me; review his response