eXTReMe Tracker

۲۶ شهریور، ۱۳۹۵

۲۳ شهریور، ۱۳۹۵

این اشک دیده من و خون دل شماست

بلند ترین ساختمان مسکونی کانادا در تورنتو با بیش از 80 طبقه در گرانترین منطقه تورنتو.

سرمایه گذار: ملت شریف ایران پول های دزدی آقای خاوری 

نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت                       این اشک دیده من و خون دل شماست

پی نوشت:
بعضی وقتها با دوستان شوخی می کنم و می گم بهترین شغل بابای پولدار هست. چون هر شغلی داشته باشی زحمت داره.بعضی وقتها برای پول در آوردن باید  نفرین مردم رو با خودت حمل کنی. ولی وقتی این پول به بچه می رسد نه مسئول حلال حروم پول هست و نه زحمتی باید برای بدست آوردنش بکشد. 
این برج هم شاهکار پسر آقای خاوری و یک شریک ایرانی زاده شیر پاک خورده هست. 




۱۲ شهریور، ۱۳۹۵

حس چهارم

توی این دوره زمونه حس بویایی خیلی حس بکری مونده. 
از زمانی که به دنیا می آییم حس لامسه شروع به کار می کند. شاید وقتی بچه هستیم لذت حس لامسه را از دست می دیم. آخه تا اون موقغ بیشتر چیزها رو لمس کردیم و دیگه لمس اشیاع برامون لذت بخش و تازه نیست. حرفم شاید عجیب باشه ولی خودم وقتی برای اولین بار سرم رو با تیغ زدم فهمیدم حس لامسه هم میتونه عجیب و لذت بخش باشه. وقتی اولین حموم رو با کله تیغ خورده گرفتم حس عجیبی بود. انگار عصب های حسی کله من سالها این حس رو انتقال نداده بودند. وقتی دست روی سرم می گذاشتم و گرمای دستم رو حس می کردم عجیب بود.

حس شنوایی و بینایی هم با موسیقی و دیدن های زیاد حساسیت خودش رو از دست داده. به عنوان یک پروژه و یا ایده جدید می شود روی حس بویایی کار کرد. خلق یک هارمونی برای بینی. خیلی وقتها شده که یک بوی خاص من رو برده به یک عالم دیگه. خیلی حسش عمیقه. ولی همیشه تصادفی بوده. حالا فکر کن یکی بیاد و یک سنفونی بو اختراع کنه.


۰۷ شهریور، ۱۳۹۵

68 سالگی

هفته پیش 68 ساله شدم. وقتی 18 سالم بود نمی خواستم بیشتر از 60 سالگی زندگی کنم. همیشه فکر می کردم تا قبل از 60 سالگی می میرم. هفته پیش 8 از تاریخ مرگم می گذشت. حس غریبیه بیش از عمرت زندگی کنی. نمی دونم آیا این 8 سال اضافه بوده. شاید هیچ کار بدرد بخوری تو این 8 سال نکردم. شاید اگر هم می مردم فرقی نداشت. ولی از طرفی هم حس بدی نداشتم که این 8 سال اضافه زنده بودم. 

شاید زمان هدفهای ما را با خودش عوض می کند. 

۱۷ تیر، ۱۳۹۵

تسلسل

فرمانده دستور حمله می دهد. باید بلند شوی و از خاکریز بالا بری و به سمت رشمن حمله کنی. احتمال تیر خوردن بالاست. تو ازدواج کردی و بچه داری. کشورت رو دوست داری. اعتقادات زیاد برات اهمیت ندارد. اجرا نکردن دستور فرمانده ممکن است عواقب خطرناکی برات داشته باشد. ولی خود فرمانده آدم خوبی است ممکن است از خطای تو چشم پوشی کند. ولی چنانچه تو از دستور سرپیچی کنی شاید عملیات شکست بخورد. چند روز پیش یک اسیر دشمن رو از نزدیک دیده بودی. مثل خودت بود. اون هم عروس داشت و 3 تا نوه. قبلا توی یک نجاری کار می کرد. از اون روز برات سخت تر شده بود دشمن رو بکشی. 

و حالا شخصیت تو: آدمی وظیفه شناس مرتب تمیز سحر خیز بدنی معمولی با عضلات معمولی عینکی مو های فر فری ...

وقتی کل اطلاعات رو جمع کردی مدلشون کن توی کامپیوتر و مسئله رو حلش کن. ببین این آدم در اون شرایط چه کار می کنه.

روابط و ارتباطات انسانی خیلی جالب هست. رئیس جمهور یک کشور دستور حمله اتمی می دهد. دستور به فرمانده عالی نظامی داده می شود. فرمان به رده های پایین منتقل می شود تا به فردی برسد که کلید پرتاب را فشار می دهد. در هر بار انتقال دستور اطلاعات از فیلتر ذهنی یک آدم با مشخصاتی شبیه آدم بالا رد می شود. با کمی تغییر در برخی شرایط شاید دستور در وسط راه متوقف شود و یکی از افراد از اجرا سر باز بزند. مثلا اگر جون آدم ها برات اهمیت داشته باشد و یا اینکه پدر بزرگت در بمباران اتمی ژاپن کشته شده باشد. شاید اگر تنبیه سرباز زدن از دستور مافوق زیاد جدی نباشد تو این کار رو نکنی. 

خیلی دوست داشتم بتونم همچین چیزی رو مدل کنم. 

۰۶ اردیبهشت، ۱۳۹۵

فقر و بزرگی

وقتی توی زندگیت یه تغییر بزرگ ایجاد کردی باید همواره دلیلی برای تغییردوباره داشته باشی یا ایجاد کنی وگرنه زود خسته می شوی. در راستای این منش گاهی تغییراتی در زندگی خود اعمال می کنم تا دچار روزمرگی نشوم. یکی از کارهایی که انجام می دهم تا از روزمرگی خارج شوم این هست که به صورت محدود تدریس می کنم. همون تدریس خصوصی خودمون. گاهی حتی از آن به عنوان وسیله ای جهت تحلیل جامعه هم استفاده می کنم. مثلا بعضی وقت ها وقتی کسی زنگ می زند و قیمت می خواهد قیمت را دو برابر آنچه که معمولا می گیرم می گم تا ببینم آستانه درد جامعه تا کجاست. تا کجا و در چه شرایطی حاضر هستند تا این پول را بدهند.
بگذریم. چندین ماه پیش یه خانمی زنگ زد و برای ریاضی پسرش دنبال کسی می گشت. من هم قبول کردم. رفتم خونش. دیدم که توی خونه هایی که دولت برای اقشار کم درامد درست کرده زندگی می کند. دو تا پسر دو قولو داشت ولی یکیشون نیاز به کمک داشت. درس که تموم شد مبلغی رو که داد مبلغ یک ساعت بود ولی جلسه من یک ساعت و نیم بود. ولی من به رو نیاوردم. خلاصه ما مدتی به پسر این خانم درس دادیم تا رسید به زمانی که من داشتم 2 ماه می رفتم مسافرت و نبودم. این خانم به من زنگ زد و گفت برای فردا می توانم به پسرش کمک کنم. البته اینبار می خواست به هر دو تا شون درس بدم چون دم امتحان هاشون بود. من هم داشتم 2 روز بعد می رفتم و هیچ کاری انجام نداده بودم. بهش گفتم شرمنده من 2 روز دیگه مسافر هستم و کارهام مونده. گفت که این جلسه خیلی مهم هست و حاضر هست برای 2 تا بچه اش دو برابر بپردازد. من گفتم خواهر من موضوع پولش نیست موضوع این هست که من کار دارم و نمی رسم. کلی اصرار که یه جوری انجامش بدم. من هم قبول کردم. گفتم که مبلغش هم همونی که از یکی می گرفتم. رفتم خونشون و باهاشون ریاضی کار کردم و کارم که تموم شد آمد و دو برابر مبلغ قبلی رو بهم داد. من اضافه رو پس دادم و گفتم همین بس هست. کفش هام رو پوشیدم و رفتم بیرون. 20 قدم دور نشده بودم دیدم خانمه داره صدام می کنه. راه افتاده بود توی برف ها دنبالم و بهم رسید. پولی رو داد دستم. گفتم همون کافی بود. گفت نه داری می روی مسافرت به دردت می خوره. هرچی اصرار کردم قبول نکرد و پول رو کرد همراهم. خداییش خیلی لذت خوبی بود. اینقدری که با این پولی که اون به من داده بود حال کردم با هیچ پول دیگه ای حال نکرده بودم. انگار 10000 دلار به من داده باشن. حتی بیشتر. 

دم بعضی آدم ها گرم 

۰۲ اردیبهشت، ۱۳۹۵

کومونیسم

این همکار کانادایی ما دیروز شاکی بود از وضعیت موجود در سر کار و آمده بود پیش من درد دل می کرد. بحث بالا گرفت و در این میانه گفت: که اینجا (محل کار) شده مثل کشورهای کومونیست که فرقی نداره که چقدر کار می کنی با همه یکسان برخورد می شه و هیچ تفاوتی بین کسی که سخت کار می کنه و کسی که کار نمی کنه نیست. من هم تایید کردم . گذشت.
امروز این رفیقمون که شال وکلاه کرده بود که برود، دیدم آمد بالای سرم و گفت امیر خداحافظ می بینمت (سی یو، گودبای) من هم خداحافظی کردم ولی دیدم هنوز وایستاده. بعد گفت امیرمی خواستم بابت حرف هایی که دیروز زدم عذر خواهی کنم، عصبانی بودم. من هم گفتم خواهش می کنم پیش میاد من هم گاهی عصبانی می شم. بعد گفت آره درسته ولی نمی بایست می گفتم که سیستم اینجا کومونیستی هست. طفلک احساس عذاب وجدان می کرد که چرا گفته کومونیست. فکر نمی کردم کومونیست اینقدر برای انها بار منفی داشته باشه.

خلاصه باید حواسم رو جمع کنم که جایی به کسی نگم کومونیست که انگار مثل فحش می مونه.

۰۴ فروردین، ۱۳۹۵

دوستت ندارم

هیچ وقت نتونستم خیلی دوست داشته باشم. هر بار تلاش کردم دیدم دارم از خودم دور می شم. چرا دروغ خودم رو بیشتر دوست دارم. با خودم آروم ترم. 

وقتی خودت نباشی دیگه حتی نمی تونی احساساتت رو نشون بدی. سر سفره هفت سین هیچ کتابی نمی گذاری که نکنه تعداد طرفدارات کم شن. و بعد می شی حلزونی که توی پوسته حلزون دیگه ای زندگی می کنه. کُند می شی. می دونی چرا چون اگر بدوی پوسته ات می افتد و چون تا حالا توی پوسته یکی دیگه زندگی کردی از خودت پوششی نداری و لخت می شی. لخت لخت.

سال نو مبارک


۲۱ اسفند، ۱۳۹۴

تنه های نازک

این روزها تنه همه درختها نازک شده. دیگه صبر برای رشد وجود نداره. گاو ها را در 2 سالگی، گوسفندان را در 1 سالگی، خوک ها را در 5 ماهگی و مرغ ها را در 20 روزگی سر می برند.  چشم ها نزدیک بین شده اند. کسی ستاره را نمی بینید مگر در مونیتور. 
همه بهینه شده ایم به لطف الگوریتم های بهینه سازی. دلم لک زده برای بی نظمی. از بیهودگی بیهوده لذت بردن. دردهای زیبا. مشکلاتی که با دست حل شوند با گریه نه با پول. 

۱۶ اسفند، ۱۳۹۴

تحلیل اقتصادی سیاسی

این موضوع همینطوری به ذهنم رسید. نه اینکه من تحلیلگر باشم.

چند نکته در اخبار بود که کنار هم رسیدم و به این نتیجه رسیدم:

  • قیمت نفت این اواخر به پایین ترین حد خودش در 15 سال اخیر رسیده. حتی به بشکه ای 28 دلار هم رسید. 
  • تحریم های نفتی ایران برداشته شد و ایران قصد دارد که تولید نفت خود را بالا ببرد.
  • این تصمیم ایران به پایین ماندن قیمت نفت کمک کرد.
  • تحریم ها تولید نفت ایران را از حدود 4 میلیون بشکه به 2 و نیم میلیون بشکه کاهش داد.
  • بعد از تحریم ها ایران فقط حدود 300 هزار تا 400 هزار بشکه به تولید خودش اضافه کرده
  • بعد از تحریم ها حدود 80 و به قولی 150 میلیارد دلار از پول های ایران آزاد شده
  • تولید نفت عربستان حدود 10 میلیون بشکه در روز هست
  • عربستان و ایران در منطقه در سالهای اخیر روی خیلی مسائل با هم درگیر هستند. سوریه، بحرین، یمن، عراق، ...
  • عربستان کمک هزینه تحصیلی به دانشجویان خود را محدود کرد
  • عربستان کمک 2 میلیارد دلاری خود را به ارتش لبنان قطع کرد، البته به دلیل حزب ا...
  • گاردین خبر می دهد که پارلمان اروپا طرح تحریم تسلیحاتی عربستان را به رای گذاشته، شاید عربستان دیگر پول کم آورده سبیل چرب کند
شاید اصرار به تولید بیشتر نفت از طرف ایران یه بازی هست تا عربستان را ضعیف کند. با توجه به در تحریم بودن ایران در سالهای اخیر و بودجه بندی بر اساس 2 میلیون بشکه در روز و 60 تا 70 دلار قیمت بشکه ای نفت درآمد تخمینی ایران از 2 میلیون بشکه در روز با قیمت 70 دلار می شود. 51 میلیارد دلار در سال که این نا خالص هست و باید هزینه تولید نفت را از آن کم کرد ولی ما روی همین 51 میلیارد دلار حساب می کنیم. اگر فرض کنیم ایران هیچ نفتی تولید نکند و فقط بخواهد روی همین پول آزاد شده کشور را بچرخاند ما برای حدود دو سال بودجه داریم. برای همین فکر می کنم که در حال حاضر قیمت نفت برای ایران زیاد مهم نیست. بلکه ضربه زدن به عربستان هدف ایران هست.

البته این تحلیل من هست که هیچ تخصصی در این زمینه ندارم و فقط برای خودم نوشتم تا در آینده مثل یه دفتر خاطرات مرورش کنم. هدفم هم تایید و یا موضع گرفتن در مورد این استراتژی نیست. نه قصد دارم تاییدش کنم و نه بکوبمش. 

همین